پایگاه خبری فوتبالی- پس از گذشت حدود دو هفته از حذف تیم ملی ایران از مرحله گروهی جام جهانی 2026، رسانهها کمکم تعارف را کنار گذاشته و عملکرد امیر قلعهنویی و تیم ملی را در این مسابقات نقد میکنند.
به گزارش فوتبالی، تیم ملی ایران بامداد شنبه 6 تیر و پس از تساوی مقابل تیم ملی مصر با کسب 3 امتیاز از 3 بازی در رده سوم گروه G مسابقات جام جهانی قرار گرفت و امید زیادی داشت که به عنوان یکی از بهترین تیمهای سوم گروهها به مرحله حذفی صعود کند.
اما اتفاقات اصلا مطابق میل تیم ملی فوتبال ایران پیش نرفت و نتایج همه بازیها طوری رقم خورد که ایران در رده نهم جدول تیمهای سوم گروهها قرار گرفت و این به معنای حذف از مسابقات جام جهانی بود.
تا پیش از حذف تیم ملی از جام جهانی، تقریبا همه رسانهها در حال حمایت از تیم ملی بودند. به هر حال تیم ملی در شرایطی شبه جنگی دشوار و فشارهای مختلف عازم جام جهانی شده بود و اتفاقاتی مثل وقوع جنگ، به هم خوردن برنامههای آمادهسازی، انجام نشدن بازیهای تدارکاتی در حد بلژیک و مصر، مشکلات ویزا که در نهایت منجر به استقرار تیم ملی در مکزیک شد و ... باعث شده بود اکثر رسانهها به شکلی همدلانه از تیم ملی حمایت کنند.
کار به جایی رسیده بود که برخی برنامههای تلویزیونی و حتی رسانههای بزرگتر و پربینندهتر کوچکترین انتقاد از تیم ملی را برنمیتابیدند و حتی برخی همه افراد منتقد را به خیانت متهم میکردند. البته این روال، اعتراض برخی از اهالی فوتبال را هم به دنبال داشت. اما صدای غالب همچنان «حمایت و حمایت» بود.
اما حذف تیم ملی پس از 3 تساوی مقابل نیوزیلند، بلژیک و مصر کم کم فضا را عوض کرد. بر خلاف وعدهای که امیر قلعهنویی برای کسب 4 یا 5 امتیاز و صعود از مرحله گروهی و حتی رسیدن به مرحله یک هشتم نهایی داده بود تیم ملی در همان مرحله گروهی حذف شد. آن هم از گروهی که حتی از توقع قلعهنویی هم آسانتر به نظر میرسید.
حالا اما با گذشت دو هفته از حذف تیم ملی رسانهها کم کم تعارف را کنار گذاشتهاند و در حال پرسش از کادر فنی تیم ملی هستند. به نظر میرسد دوران ماه عسل و روزهای عافیت قلعهنویی و همکارانش در تیم ملی به پایان رسیده است و رسانهها پرسشهای متعددی از کادر فنی تیم ملی مطرح میکنند.
کار به جایی رسید که حتی روزنامه ورزشی ارگان دولت یعنی ایران ورزشی روز گذشته مقاله نسبتا تندی علیه امیر قلعهنویی منتشر کرد. در این مقاله سوالات متعددی را از سرمربی تیم ملی پرسیده شده است.
عدم مسئولیتپذیری، بزرگنمایی بدشانسی، استفاده از کلمات احساسی در توضیح ناکامیها، ابهام در فرآیند انتخاب بازیکنان، ماجرای بازیکنانی مثل دنیس درگاهی و روزبه چشمی، استفاده نکردن از جوانها و گریز از واقعیت، مسائلی است که در این مقاله به آنها اشاره شده است.
چند سایت و خبرگزاری هم که در روزهای گذشته بنا را بر حمایت صرف از تیم ملی گذاشته بودند در روزهای اخیر و برخلاف روند سابق، شروع به انتقاد از قلعهنویی و عملکرد تیم ملی در جام جهانی کردهاند.
به نظر میرسد چیزی که باعث تغییر این فضا شده است، دفاعِ بدِ قلعهنویی و همکارانش از عملکرد تیم ملی است. عنوان کردن این مساله که مثلا سعید الهویی «دانشگاهی» حرف میزند یعنی این که دانش فوتبالیِ الهویی به قدری بالاست که عامه هواداران فوتبال متوجه حرفهای او نمیشوند. این در حالی است که عموم طرفداران فوتبال حرفهای بزرگترین مربیان دنیا مثل پپ گواردیولا، یورگن کلوپ، کارلو آنچلوتی، هانسی فلیک و ... را متوجه میشوند.
خود قلعهنویی در پستی که چند روز پیش در صفحه شخصی خودش در اینستاگرام منتشر کرد بابت نتایج تیم ملی از هواداران این تیم عذرخواهی نکرد. در عوض تا میشد از فداکاریهای بازیکنان و همکارانش در این مدت نوشت.
او البته در بخشی از این پست نوشت: «سهم خودم از نتایج را هم میپذیرم. هیچ مربیای بیاشتباه نیست؛ من هم مستثنی نیستم و ادعایی در دانستن همه فوتبال ندارم.» شاید این کلمات کاملا فروتنانه به نظر برسد اما مساله این است که این ادبیاتِ همیشگی و کلی قلعهنویی است و هیچ جدیتی در آن دیده نمیشود. او در چنین مواقعی همیشه کلی صحبت میکند و هرگز پیش نیامده است که مثلا به یکی از مشکلات تیمش به صورت جزیی اشاره کند.
طبیعی است که تحمل چنین رفتارها و ادبیاتی از سوی کادر فنی تیم ملی کم کم سخت شود و رسانهها و اهالی فوتبال وقتی میبینند کادر فنی تیم ملی علاقهای به مطرح شدن واقعیتها ندارد خودشان دست به کار میشوند و سوالات را مطرح میکنند.
بررسی سوابق اما نشان میدهد نباید منتظر پاسخ قانع کنندهای به این سوالات و انتقادها از سوی کادر فنی تیم باشیم. به خصوص در این شرایط که تنها 6 ماه تا شروع مسابقات جام ملتهای آسیا 2027 باقی مانده است و به روال ماههای اخیر، فقط و فقط باید از تیم ملی «حمایت» شود.













