پایگاه خبری فوتبالی- یک: فرق این فیفادی با اردوهای قبلی دعوت تعداد بیشتری از جوانها به تیم ملی بود. سن کلی تیم ملی پایین آمده اما سن بازیکنانی که به زمین میروند کماکان بالاست. اینجا بحث کیفیت مطرح میشود که جوانترها باید انقدر خوب باشند که خود را تحمیل کنند. مثل قایدی و محبی که کسی نمیتواند به حضور فیکس آنها خرده بگیرد. هر چند آنها هم دیر به تیمملی رسیدند. جوانگرایی کلا معادله چندمجهولی تیم ملی است. مجهولاتش هم بازیکنان جوان و با کیفیت هستند که به اندازه کافی وجود ندارند.
دو: صعود به جامجهانی مثل گذشته سخت و صعب العبور نیست. همه چیز در جهان فوتبال تغییر کرده و نگاه فیفا به جامجهانی اقتصادی شده و پول و پخش تلویزیونی و تبلیغات حرف اول را میزند. کیفیت تیمها دیگر در اولویت نیست. در این بین تیمملی فوتبال ایران به عنوان یکی از سه قدرت برتر آسیا با هر متر و معیاری شایسته حضور در جامجهانی است اما الان که آسیا ۸/۵ سهمیه دارد صعود مهم است اما نه به اندازه دوره های قبل. آسیا اگر دو سهمیه هم داشت یکی از آن دو سهمیه برای ایران بود. با این اوصاف منتقدان بدانند که ارزش کار تیم ملی با قیاسهای نسنجیده پایین نمی آید.
سه: علیرضا بیرانوند همچنان درگیر تبعات تصمیمش در تابستان گذشته است و مشخصا تجربه چنین فضایی را ندارد. او پول خوبی از این انتقال به دست آورده ولی خیلی چیزها را از دست داده است. نحوه جدایی او از پرسپولیس و صحبتها و رفتارهایش باعث خشم و کینه در دل هواداران پرسپولیس شده و عملکردش در تیمملی را هم تحت تأثیر قرار داده است. شانس آورد به استقلال نرفت! واقعیت این است که بخش زیادی از گلهایی که او در تراکتور و تیمملی میخورد را در شرایط عادی نمیخورد.
چهار: سردار آزمون و مهدیطارمی قدرنادیدهترین مهاجمان تاریخ فوتبال ما هستند. آنها مجموعا بالای صد گل برای تیم ملی زدهاند اما انگار گلهای آنها یک روند عادی است. فوتبال این دو فوق ستاره که تمام شود میفهمیم چه جواهراتی داشتهایم. با حضور طارمی و سردار انگار قد تیم ایران از بقیه آسیا بلندتر میشود. از نظر فنی باید قدر آنها را دانست.
پنج: از امروز تا جام جهانی آینده، حدود پانزده ماه زمان برای اصلاحات اساسی در ترکیب تیمملی وجود دارد. اگر در بازیهای مقدماتی پایه فوتبال براساس هجوم است در جام جهانی تیم ملی مقابل رقبایی بازی خواهد کرد که هجوم می آوردند و باید تیم ملی دفاع کردن را بیشتر بلد باشد. واقعیت این است با این خط دفاعی، تیم ملی کار سختی حتی مقابل تیمهای همسطح یا تیمهای متوسط جهان خواهد داشت.
شش: تیم ملی بازیهای خرداد ماه مقابل قطر و کرهشمالی را که بازیهای رسمی است را پشت سر بگذارد ده فیفا دی تا جام جهانی خواهد داشت. دو تا در شهریور، دو تا مهر، دو تا آبان، دو تا فروردین و دو تا در خرداد سال آینده. یعنی مجموعا دوازده بازی که بهترین فرصت خواهد بود برای برنامهریزی و بازی با تیمهای سطح یک و دو جهان. اینجا نقش فدراسیون فوتبال خیلی تعیین کننده است. بدن بازیکنان ما باید به بدن بازیکنان بزرگ بخورد. همه هم باید کمک کنند. از دولت گرفته تا هر کسی که فکرش را بکنید.
هفت: جز عدهای که واقعا دلسوز تیمملی هستند و قلبشان برای موفقیت تیمملی میتپد، متأسفانه اکثر منتقدان قلعهنویی با حب و بغض (این حب و بغض را خیلی پررنگ بخوانید) او را میزنند. درباره اینکه آنها چه کسانی هستند سال گذشته به طور مفصل نوشته شد. خلاصه اش این است که بیشتر آنها چون با امیر قلعه نویی حال نمیکنند تیمملی را رنده میکنند. هر موفقیتی هم تیمملی با قلعهنویی به دست بیاورد آنها آن را لوث میکنند.
هشت: با حضور محبی و قایدی و سردار و طارمی تیم ملی ایران توان گلزدن به هر تیمی را دارد. این مربع که روز به روز به درک و بلوغ بهتری هم از یکدیگر میرسند همه چیز را با هم دارند. از سرعت و تکنیک و خلاقیت و شناخت و آگاهی محیطی گرفته تا مسایل روحی روانی. این مهمترین نقطه قوت تیم ملی است. یکی از وظایف کادرفنی نزدیککردن بقیه نفرات به کیفیت این چهار نفر است.
نه: تیم ملی همچنان در انتقال منفی (از حمله به دفاع) ضعف دارد. ذات فوتبالی که قلعهنویی دوست دارد مبتنی بر هجوم است اما در انتقال معکوس مدام دچار مشکل میشود. گل اول ازبکستان در بازی دیشب کاملا بر این ادعا، صحه میگذارد.
ده: نکته آخر به همدلی و نظم کمنظیر تیمملی برمیگردد. این دو سال یکی از کمحاشیهترین دورههای تاریخ تیم ملی ایران بوده که مهمترین دلیلش رفاقت و یکدلی اعضای تیم است. رفتار نیمکت ذخیرهها با بازیکنان اصلی و کنار هم بودن این بچهها باعث خوشحالی است. تیم که باشید موفقیت هم در میزند و صعود نوروزی هم اتفاق می افتد. هفتمین صعود گوارای وجود طرفداران فوتبال ایران!
گزارش از پیمان خنافری/ پایگاه خبری فوتبالی
۱۰ نکته از ایران - ازبکستان در آزادی؛ صعود نوروزی!
