به بهانه جدایی بازیکن با سابقه زنان ملوان؛ نزهتی شبیه امیری رفت

به بهانه جدایی بازیکن با سابقه زنان ملوان؛ نزهتی شبیه امیری رفت

پایگاه خبری فوتبالی- شب گذشته سپیده نزهتی مدافع با تجربه تیم فوتبال زنان ملوان با انتشار پستی در اینستاگرامش از این تیم خداحافظی کرد.

به گزارش فوتبالی، در واپسین ساعات شب گذشته سپیده نزهتی مدافع با تجربه و کهنه‌کار ملوان انزلی با انتشار پستی در صفحه اینستاگرامش از این تیم خداحافظی کرد. موضوعی که از دیشب خیلی‌ها را به این فکر فرو برده که علت این خداحافظی چه بوده است.

سپیده نزهتی همسر هادی تامینی بازیکن سابق ملوان است. نزهتی از اولین سال تشکیل ملوان در این تیم حضور داشته و حالا در ۳۸ سالگی از این تیم جدا شد. با پیگیری‌های ما مشخص شد جدایی نزهتی هم مانند وحید امیری بوده و سرمربی ملوان به علت بالا بودن سن این مدافع درخواست عدم تمدید با او را به باشگاه داده است. آنچه ما شنیدیم گویا پگاه نوری سرمربی ملوان به نرهتی گفته در ترکیب امسال جایی ندارد و بهتر است از فوتبال خداحافظی کند و به کادر ملوان ملحق شود تا همچنان در این تیم باشد. اما نزهتی این پیشنهاد را نپذیرفته و گفته همچنان بدنش برای حضور در لیگ برتر آماده است و با حالت ناراحتی تصمیم به جدایی گرفته است. البته با توجه به پست این بازیکن که دفاع چپ است شاید حق را باید به سرمربی تیم داد. بالاخره در نقل‌و‌انتقالات فوتبال زنان نام نزهتی برای ثبت قرارداد در لیست ملوان قرار نگرفته تا این بازیکن رسما جدا شود. در چند روز گذشته وحید امیری بازیکن پرسپولیس هم به همین شیوه از پرسپولیس جدا شد که خیلی از هواداران این تیم از وحید هاشمیان گله‌مند بودند.

تصویر خبر

متن خداحافظی سپیده نزهتی به این صورت است:

«از هفده سالگی قدم به خاک این تیم گذاشتم.

ملوان برای من فقط یک تیم نبود، خانه‌ام بود. 19 سال با افتخار و وفاداری پیراهن ملوان را بر تن کردم؛ پیراهنی که برای من نه تنها نماد یک تیم، بلکه بخشی از وجودم بود.

در تمام این سال‌ها، خود را جزئی از ملوان دانستم؛ عضوی جدا نشدنی از این خانواده بزرگ و هوادارانی که با تمام وجود عشق ورزیدند. همین عشق و تعهد، نیروی محرکه من بود، نیرویی که در سخت‌ترین لحظات نیز مرا پابرجا نگه داشت.

اما امروز ناگزیرم اعلام کنم که جدایی از این خانه عزیز، سخت‌ترین و تلخ‌ترین تصمیم زندگی‌ام است؛ جدایی‌ای که نه انتخاب من بود و نه خواسته قلبم.

و چه تلخ است وقتی سلیقه‌ها جای عشق را می‌گیرند و تصمیم‌ها جای خاطره‌ها می‌نشینند…

با قلبی پر از غم و دلخوری، اما سرشار از عشق، از تیمی خداحافظی می‌کنم که در آن بزرگ شدم، عشق ورزیدم، شادی و غم را تجربه کردم و بزرگ‌ترین درس‌های زندگی را آموختم.

گلایه‌ها بسیار است، اما ترجیح من سکوت، فقط و فقط به خاطر نام بزرگ و مقدس ملوان 

ملوان، تیم شهر من، قصه‌ی سال‌های زندگی‌ام بود؛ قصه‌ی عرق‌ریزی ها، اشک‌ها، لبخندها و همه تلاش‌های خاموش…

قوهای سپید همیشه در قلبم پرواز خواهند کرد، حتی اگر دیگر شماره‌ام را در زمین نبینند

بدرود، ملوانم.»